تبليغاتX
وبلاگ عشقولانه شهرک نفت
وبلاگ عشقولانه شهرک نفت
eblis عاشق

ارتباطات
پیام مدیر وبلاگ

من عاشق هيچ كس نيستم. من عاشق غروبم. عاشق نشستن و خيره شدن به غروب. من عاشق ابرم كه هرچه شبنم از اوست. عاشق سنگ انداختن توي آب و گوش كردن به صداي دلنشين موج. من عاشق نشستن با دوستان پاك و عاشقم هستم. عاشق گوش كردن به دلاشان. عاشق خنده هاشان و ديوانگي هاشان. من عاشق چرخ و فلكم. عاشق نان و پنير و سبزي... آه كه چه حالي دارد. ميتونم عاشق بشم وقتي باران مي بارد. عاشق دلباختن با يك نگاهم. من عاشقم. عاشق بغض هاي خفته ام. عاشق بوسيدنم. عاشق گريستن در حضور دوستم. عاشق سكوت مرموز دل هاي شكسته ام. عاشق نگاه خيره به ديوارم. عاشق گم شدن و به اوج رسيدن در خيال هستم. من عاشق سادگي شعرهاي سهرابم و عاشق غناي حافظ. من عاشق صداي مادرم هستم. عاشق آرامشي كه به من مي بخشد. عاشق موسيقي ام. من عاشق نواختن هم هستم. و روزي من خواهم نواخت. غم هاي دلم را خواهم نواخت و شكستنش را به تار خوام كشيد. من عاشق لحظات غروبم و عاشق برگ زرد خزان. عاشق خش خش برگ ها زير پاي يك عاشق دل شكسته ام. شايد اين برگ ها هم تابع دل اوست!.... در آخر اينکه من همراه غروب عاشق مي شوم و همه طول شب را عاشق مي مانم. به سرزمين خيال مي روم و از عشق مي نويسم. از احساس خوب عاشق بودن. من عاشق اين احساسم..... فقط همين

قربانت eblis
مدیر وبلاگ
eblis
نویسندگان دیگر وبلاگ
آرشیو وبلاگ
دوستان
پیوندهای وبلاگ
تاریخ
لوگوی دوستان
طراح قالب
">
POWER BY :
BLOGFA

« با تو رفتن، با تو ماندن »

 

شب که میشد، یاد تو، در تمام وجودم میپیچید .

باز از پشت پنجره، چشمانم ، تو را می خوانند و تو هم مثل همیشه، فقط نگاهم می کنی، من عاجزانه التماس می کنم که صدایم کنی . صدای تو، از همه ی آوازهای دنیا دل انگیز تر است ولی تو ...

دلم تنگ شده است . دلم برای روزهای با تو بودن، با تو گفتن، با تو رفتن و با تو ماندن تنگ شده است .

برای آن لحظه هایی که عاشقانه نوازشم می کردی و من احساس می کردم که خوشبختم، خوشبخت تر از غنچه هایی که گل میشوند و پرنده هایی که عاشق میشوند .

وقتی تو نیستی، شقایق وجودم پر پر میشد و قناری کوچکی که در دلم خانه کرده بود، می مرد .    « و مُرد »

حالا من مانده ام، تنهای تنها، بدون تو، بدون قناری، بدون عشق، بدون امید، بدون آرزو و بدون ... !

و تو بی آنکه فکر غربت دل تنهای من باشی، پرکشیدی، تا کجا ؟

نمی دانم ! شاید همان جایی که پروانه هایی که از عشق سوخته اند، و میروند به آنجا که ماه طلوع می کند و خورشید غروب .

می دانم که میدانی دلم را شکستی ، تو گفته بودی که تا هستیم، هستی . گفتی میمانی تا بهار در دلهایمان شکوفه کند . گفتی همه ی پائیزها با من خواهی ماند، تو که می دانستی پائیز مرا دیوانه می کند، چرا همهی لحظاتم را پر از برگ های زرد و خشک پائیزی کردی ؟

چرا به جای زندگی مرگ را به من هدیه کردی ؟

تو که می دانستی اگر دل غمگینم یک روز خنده ات را نبیند، میمیرد .

♥♥         ♥♥         ♥♥         ♥♥

من بهار را بی تو دوست ندارم

من عشق را بی تو دوست ندارم

من نفس کشیدن را بی تو دوست ندارم

من زندگی را بی تو دوست ندارم

 

دستم را بگیر ، مرا با خودت ببر، بگذار دلم

عشق تو را باور کند . مرگ برای من شیرین است، چون آغاز زندگی

دوباره در کنار توست .

من به ساعتهای با تو بودن عادت کرده ام .

می خواهم همیشه در کنارت زندگی کنم .

 

                         همیشه

   همیشه

همیشه

نوشته ای از آینده

به امضای : من از همسایگی خدا اومدم ... !!

نوشته شده توسط : eblis | موضوع : اشعار عشقولانه | لینک ثابت |

 

تکيه به شونه هام نکن
من از تو افتاده ترم
ما که به هم نمي رسيم
بسه ديگه بزار برم
کي گفته بود به جرم عشق
يه عمري پرپرت کنم
حيف تو نيست کنج قفس
چادر غم سرت کنم
من نه قلندر شبم
نه قهرمان قصه ها
نه برده اي حلقه به گوش
نه ناجي فرشته ها
من عاشقم همين و بس
غصه نداره بي کسيم
قشنگيه قسمت ماست
که ما به هم نمي رسيم!!!

 

نوشته شده توسط : eblis | موضوع : اشعار عشقولانه | لینک ثابت |

 

با تبریک فرارسیدن ماه مبارک رمضان

 

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد

 

عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد

 

ارغوان جام عقیقی بسمن خواهد داد

 

چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد

 

این تطاول که کسید از غم هجران بلبل

 

تا سرا پرده ی گل نعره زنان خواهد شد

 

گر ز مسجد بخرابات شدم خرده مگیر

 

مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شد

 

ای دل ار عشرت امروز به فردا فکنی

 

مایه ی نقد بقا را که ضمان خواهد شد

 

ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید

 

از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد

 

گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت

 

که بباغ آمد از این راه و از آن خواهد شد

 

مطربا مجلس انس است غزل خوان و سرود

 

چند گوئی که چنین رفت و چنان خواهد شد

 

حافظ از بهر تو آمد سوی اقلیم وجود

 

قدمی نه بوداعش که روان خواهد شد

 

 

نوشته شده توسط : eblis | موضوع : | لینک ثابت |

حکایت بوسه

 

 

ميداني اولين بوسه جهان چگونه كشف شد؟ در زمان هاي بسيار قديم زن و مردي پينه دوز يك روز به هنگام كار بوسه را كشف كردند. مر دستهايش به كار بود، تكه نخي را با دندان كند، به زنش گفت بيا اين را از لب من بردار و بينداز. زن هم دست هايش به سوزن و وصله بود. آمد كه نخ را از لب هاي مرد بردارد، ديد دستش بند است، گفت چكار كنم؟ ناچار با لب برداشت. شيرين بود. ادامه دادند....

نوشته شده توسط : eblis | موضوع : | لینک ثابت |

قلب زن ها

قلب یک زن نه با گذشت زمان تغییر خواهد کرد و نه با گذشت فصول عوض خواهد شد.

قلب یک زن در کشش است و دست و پا میزند.اما نمی میرد!!

قلب یک زن به سان صفحه ی نمایش جنگهای انسان و کشتار دسته جمعی است که در آن درختان از ریشه کنده میشوند و بوته ها آتش زده میشوند و صخره ها به خون آغشته میشود و زمینش از استخوان و اسکلت باردار است.

 

 

نوشته شده توسط : eblis | موضوع : | لینک ثابت |

اومدم مرخصی
سلام دوستان.خوفین؟ بعد از ۲ هفته جناب سزهنگ لطف کردن و به ما مرخصی دادن.ما هم گفتیم بیایم یه مطلبی بذاریم.....

 

مي دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي

 

  بر سنگ قبر من بنويسـيد خسته بود اهــل زمين نبود نـمازش شــكســته بود. بر سنگ قبر من بنويسيد شيشه بود تـنها از اين نظر كه سـراپا شـكســته بود. بر سنگ قبر من بنويســـــــيد پاك بود چشمان او كه دائما از اشك شسـته بود

 

وقتي سرت رو رو شونه هاي کسي ميگذاري که دوستش داري بزرگترين آرامش دنيا رو تو خودت احساس ميکني و وقتي کسي که دوستش داري سرش رو رو شانه هات ميذاره احساس مي کني قوي ترين موجود جهاني

 

 

دقت كردي همه چيزهاي خوب خانوم اند:خورشيد خانوم,مهتاب خانوم,پروانه خانوم.اما همه چيزهاي بد آقا هستند:اقادزده,اقاگرگه

 

دوست داري خر ماچت کنه ؟ يا تو خرو ماچ کني؟ يا يکي خرت کنه و ماچت کنه؟ يا يکي خرکي ماچت کنه ؟ يا يکي آنقدر خر باشه که ماچت کنه؟

 

هميشه يه کسايي بودن که بهم ميگفتن چرا تو عشق نداري؟هميشه بودن کسايي که بهم بگن عشق يعني زندگي... ميگفتن اگه عاشق نشي يعني زندگي نکردي... ولي بهم نگفتن اگه اسير يکي بشي دلت ميسوزه...بهم نگفتن اگه با چشاش نگات کنه انگار تموم جونتو به آتيش ميکشن...بهم نگفتن اگه تموم روز ببينيش بازم دلتنگش ميشي...بهم نگفتن ممکنه يه روز بذاره بره...بهم نگفتن... نگفتن که تو پشت سرش اشک ميريزي ولي اون بي اعتنا ميره...نگفتن تو ديوونش ميشي ولي اون بي خيالت ميشه

 

 

حکايت جالبيست که فراموش شدگان فراموش کنندگان را هرگز فراموش نمي کنند

 

 

به اندازه تك تك سلول هام دوستت دارم. قربانت يك آبزي تك سلولي!

نوشته شده توسط : eblis | موضوع : | لینک ثابت |

روز مادر
سلام دوستان عزیز.خوفین؟؟

امروز اومدم نظرات را بخونم کلی کف کردم

فکر کنم اگه آبجی الهه سر نزنه تو کف ۱ نظر میمونیم

امروز کنکور آزاد رو دادیم و از هرچی درسه راحت شدیم فکر کنم قبول بشم

داشت یادم می رفت !! روز مادر را به تمام مادران جهان تبریک میگم.مخصوصا مادر عزیزم که سالهاست ما را شرمنده کرده.واقعا بهشت زیر پای مادران هست.من که واسه مامانم میمیرم.دوستان قدر مادرانتان را بدانید(البته میدونم که شما خیلی لوتی هستین) .

در ضمن روز مادر را به مامان (آبجی الهه-خواهرم سرور-دوسته خوبم سامان و....) تبریک میگم  

 

امروز رفتم سپاه.بهم گفتن که همون بابل افتادم.آخه شک داشتم

احتمالاَ روز ۱شنبه کچل میکنم(منم حسن میشم)

 

نوشته شده توسط : eblis | موضوع : چرندیات | لینک ثابت |

سلام دوستان عزیز...خوبین؟؟ خوش میگذره؟؟ چه خبر؟؟ میشه asl بدین؟؟

فکر کنم دارم همه چیز رو قاطی میکنم. نمیدونم که اینجا وبلاگه یا چت روم

فقط اومدم یک خبر بهتون بدم....

راستی قبلش سهمیه شدن بنزین را به همه تبریک میگم  واقعا که ایران چقدر استقلال داره  و با این کارش نشون داد که شعاره:ما میتوانیم صدق میکنه  البته قراره که بنزین هم صادر کنیم

من که فکر کنم تا حالا ۱۰۰ لیتر از سهمیه رو استفاده کردم

راستی خبر اصلی رو نگفتم

قرار هست که بریم خدمت مقدس(اجباری)(جهاد فی سبیل الله)

از ۱۸ همین ماه میرم.فکر کنم افتادم بابل

حالا اگه تونستم از اونجا واستون مطلب میگذارم 

فعلا بای (نظر یادتون نره)

نوشته شده توسط : eblis | موضوع : چرندیات | لینک ثابت |

قبل از عمل و بعد از عمل
دارم به یک چیزی فکر میکنم اونم این هست که چرا بین این همه آدم من همیشه باید زیر  ذره بین برم  یک مثال کوچیک همین جریان عکسم هست. مملکت همه عکسشونو میگذارن توی نت هیچی نمیشه ولی به ما که میرسه میگن:ای وا امین جان زشته!!!چرا عکستو میذاری تو وبلاگ؟؟؟تابلو میشی ها!!! پسر خوب که از این کارا نمیکنه!! و .....

جالب اینه که وقتی یه دختر این کارو میکنه بیشتر قربون صدقش میرن تا اینکه انتقاد کنن

حالا بازم شانس اوردم که انتقادها همه آف بودن.......اگه این انتقاد ها را کامنت میذاشتن دیگه وبلاگ نور علا نور میشد

حالا یک عکس جدید دارم واسه ی آدم های انتقاد کننده  البته عکسش جدید نیست فقط کمی دستکاری شده  البته خیلی زیاد

به خاطر همین اسمشو گذاشتم عکس بعد ار عمل..البته عکس قبل از عمل هم میذارم

عکس قبل از عمل

عکس بعد از عمل

 

 

نوشته شده توسط : eblis | موضوع : چرندیات | لینک ثابت |

قصه ی من و مجنون

از اصل خود دور بودم  

 به توکه آشنا بودی رسیدم

دل دادم ودل کندن برایم مشکل بود

تو مجنون بودی ومن لیلی

فراموش کردم که لیلی بی مجنون است

یک روزکه آمدم بگویم دوست دارم

تورادیدم که بادیگری نشسته ای

یافتم که تو از من غریب تری

ازکنارت آرام گذشتم که مراببینی

بی اختیار درکنارت نشستم

باتوازدردهایم گفتم:

اما انگارتومرانمی دیدی

شاید دیگرمرا نمی خواستی

با ندیدنت مرا له کردی

آهسته بلند شدم در خیال خود می گفتم شاید ندیدی؟

این بارآرامتربروشاید ببیند

اینبارباندیدنت مرا به مرگ فروختی.......

 

 

نوشته شده توسط : فاطمه | موضوع : اشعار عشقولانه | لینک ثابت |

خسته ام
امشب خیلی خسته ام.اما به یادتم.چشمانم خیلی سنگینی می کنن اما نمیتونم بخوابم.دلم خیلی برات تنگ شده..آخه خیلی وقته که ندیدمت.

یادش بخیر اون روزهایی که دست توی دست هم.آغوش به آغوش هم.دل به دل هم و عشق به عشق هم در فراز و نشیب زندگی عبور میکردیم...یادت بخیر اون روزهایی که غصه می خوردم دستم را میگرفتی و از عشق و محبت به من می آموختی!!

راستی چه شد؟؟چرا این دوران گذشت؟؟چرا گرمی دستهای لطیف تو را حس نمیکنم؟؟چی شد که از این دنیا دل بریدی و من را در این دنیای خالی از عشق تنها گذاشتی؟؟؟

دوست دارم نام تو را در دره های سکوت هیمالیا بخوانم تا شاید سکوت دلم بشکند....یادت بخیر.

 

نوشته شده توسط : eblis | موضوع : اشعار عشقولانه | لینک ثابت |

تولد
سلام دوستان امشب اومدم که پیشاپیش تولد آبجی گلم یعنی شقایق  جان را تبریک بگم.این پست مربوط به روز ۱۵ اردیبهشت است.

 

خنده هايت شادی بخش زندگيم

سلامتيت آرامش وجودم

دعاهايت اميد زندگيم

 

 

نوشته شده توسط : eblis | موضوع : | لینک ثابت |

عکی یا فوتوشاپ؟؟؟؟
سلام دوستان دیروز ستاره جان (البته آبجی ستاره) این عکس را برام فرستاد که البته باید گفت:ای ول photoshop

با اون عکس زیرین مقایسه کنید

TinyPic image 

نوشته شده توسط : eblis | موضوع : آلبوم عکس | لینک ثابت |

بي توامشب بي قراري ميكنم
بهر دل ازديده جاري ميكنم
بي توامشب با دلي تنگ امدم
شيشه در آغوش چون سنگ آمدم
اي نگاهت نقطه آغاز من
وي صدايت همدم وهمراز من
تابه كي درغم هجر تومن زاري كنم
در شكست دل عزاداري كنم
من دنبال صدايت امدم
شهرها در ردپايت آمدم
خانه ازنورت چراغان مي شود
اسمان لبريز باران مي شود.
نوشته شده توسط : eblis | موضوع : | لینک ثابت |

اي هست ونيست من, بدون توشكسته ام
خسته ام غروبم را طلوعي باش
خزانم رابهاري!
تقديم به كسي كه نامش در بهار من
يادش در انديشه من
عشقش درقلب من كلامش در دفتر من
وديدارش آرمان من است
نوشته شده توسط : eblis | موضوع : | لینک ثابت |

اينجا كسي براي كسي كس نمي شود
حتي عقاب درخور كركس نمي شود
جايي كه سهم مرگ به جز تازيانه نيست
حق با توبود ماندنمان عاقلانه نيست
ما ميرويم چون دلمان جاي ديگراست
ما ميرويم هر كه بماند مخير است
ما ميرويم گرچه زالطاف دوستان
بر جاي جاي پيكرمان جاي خنجر است
ما مي رويم مقصدمان نامشخص است
هر جارويم بي شك از اين شهر بهتر است...
نوشته شده توسط : eblis | موضوع : | لینک ثابت |

ازسادگي است گربه كسي تكيه كرده ام
اينجا كه گرگ با سگ گله برادر است
ما ميرويم ماندن با دردفاجعه است
درعرف مانشستن يك مرد فاجعه است
ديريست رفته انداميران قافله
مامانده ام وقافله پيران قافله
اينجا كه گر چه باب من وپاي لنگ نيست
بايد شتاب كردمجال درنگ نيست
بردرب آفتاب پي باج مي رويم
ما هم بدون بال به معراج مي رويم...
نوشته شده توسط : eblis | موضوع : | لینک ثابت |

امشب
امشب ازاون شباست كه دلم مي خواد داد بزنم
توشهر اين غريبه ها دردمو فرياد بزنم
مي خوام بگم كه باختمش اما چقد مي خواستمش...
مي دونم تو هم دلت تنگ شده
ولي چي كار بايد كرد اين دست تقديره..
تاشقايق هست زندگي بايد كرد.
نوشته شده توسط : eblis | موضوع : اشعار عشقولانه | لینک ثابت |

این شعر برای کسانی است که .............

 

بعد از تو من چه کنم
با این دل تنها
تنها دعا میکنم
به اندازه ی تنها ییها یم
خوشبخت شوی
اما
پریچهرمان را خواندی با گریه هایم گریه کردی
با خنده هایم خندیدی
مرحبا بر تو آفرین
اما تو کجا خواهی نوشت از بی وفایی بازی روزگار
من می نویسم تو بخوان
اما دیگر با گریه هایم گریه مکن
بگذار در این تنهایی
بغض غزلگریه هایم را
با یاد تو گریه کنم
هر چند که گریه هایم از شانه های تو بی نصیب است
هر وقتی غروب غزلی دلتنگی برای شب نوشت و رفت
من به شوق هرم گرم نفسهایت
دل را در تنهایی به یاد و خاطره های تو سر گرم می کنم
ترا به حرمت دلتنگیها ی عاشقی
هرگز فکر نکن که تنهایی
بدان که همیشه چشمانی نگران توست

می توانم شعر کنم بآسانی
همهْ آن تپش,قلب, دريايی
کز بيقراری,
ديداری
موج می شود.

آن که می آيد،
آن قطرهء مهربانی
که بر دستان, کف آلودهء رودی
چون آواز می آيد.

می توانم شعر کنم بآسانی
پرواز, باژگونهء آبشاری
کز برای, بوسه ای بر صخره ای
- که فرود را زيبايی بخشيد -
درد, بَدنامی را بوسه می شود.

باز در چهره خاموش خيال
خنده زد چشم گناه آموزت
باز من ماندم و در غربت دل
حسرت بوسه هستی سوزت


باز من ماندم و يك مشت هوس
باز من ماندم و يك مشت اميد
ياد آن پرتو سوزنده عشق
كه ز چشمت به دل من تابيد


باز در خلوت من دست خيال
صورت شاد ترا نقش نمود
بر لبانت هوس مستی ريخت
در نگاهت عطش توفان بود


ياد آنشب كه ترا ديدم و گفت
دل من با دلت افسانه عشق
چشم من ديد در آن چشم سياه
نگهی تشنه و ديوانه عشق


ياد آن بوسه كه هنگام وداع
بر لبم شعله حسرت افروخت
ياد آن خنده بيرنگ و خموش
كه سراپای وجودم را سوخت


رفتی و در دل من ماند بجای
عشقی آلوده به نوميدی و درد
نگهی گمشده در پرده اشك
حسرتی يخ زده در خنده سرد



نوشته شده توسط : eblis | موضوع : | لینک ثابت |